تبليغاتX
آریائیسم
حزب آریا - شرح مکتب آریائیسم

آریائیسم آخرین مکتب و قدرتمندترین مکتب
سازگار با تمامی مذاهب و اعتقادات
مناسب هر جامعه
برای هر فرد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 آذر1385ساعت 13:51  توسط ندا 

 آریائسیم عدم سکون را امری لازم برای رشد و ترقی جوامع می داند. یعنی باید برای هر تغییری حرکت و رخدادی حادث شود.

افراد زیادی در جوامع هستند که ترجیح می دهند جدا از مسائل اینچنین به سر برند. در حقیقت این ها کودکان جوامع هستند که به علت عدم رشد فکری نمی توانند لزوم این حرکت را درک نمایند. بهترین راه برای هدایت این کودکان در جوامع تحریک این افراد با استفاده از خصوصیات کودکانه آنها است. به عنوان مثال ایجاد هیجانات مختلف از جمله خشم٬ عصبانیت٬ ترس و ... . به کمک تحریک این احساسات افراد متوجه محیط بیرون خود گشته و سعی در تاثیر گذاری در آن خواهند نمود و این خود آغاز حرکت آنها است.

 البته به دست آوردن درک صحییح از لزوم حرکت جوامع نیازمند تفکر است که هرفرد به تنهایی میتواند این کار را انجام دهد. در هیچ جامعه ای قبل از رشد افراد رشد کلی به وجود نمی آید. به همین دلیل وجود احزاب و تشکل ها لازم است تا افراد را پرورش دهند. در حقیقت احزاب و تشکل ها هم با استفاده از حس رقابت سعی در تحریک افراد دارند. در مجموع نمی توان در یک جامعه برای هر حرکت اجتماعی همه جامعه را به درک کامل از مفهوم و هدف آن حرکت رساند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 آذر1385ساعت 13:34  توسط ندا  | 

 طبیعت گرایی به معنای پیروی از قوانین است که در طبیعت وجود دارد و موجب رشد طبیعی می گردد.

 به عنوان مثال می توان یک درخت را مورد مثال قرار داد و با جامعه مقایسه نمود. درخت برای رشد خود سلول های جدید ایجاد می کند و همچنین سلول ها هر یک تک به تک رسد نموده و ما تنها رشد درخت را می بینیم. در هر جامعه ای هم ابتدا باید فرد فرد جامعه رشد کنند تا جامعه نیز رشد نماید.

 با کمی دقت می توان جوانگرایی را در تمامی طبیعت مشاهده نمود. اصلاً سلول های پیر تر در بدنه بیرونی و در معرض خطر هستند و از فعالیت های اصلی مانند انتقال آب و مواد معدنی به درخت دور هستند. در یک جامعه نیز باید کارهای ساختاری توسط جوانان انجام پذیرد و در قسمتی که خطرات وجود دارد نباید آنها را در معرض خطر قرار داد. همچنین در یک جامعه باید جوانان تحت حمایت قرار بگیرند.

 یکی دیگر ازموارد مورد بحث در اینجا مسئله مجازات ها برای افراد خطا کار می باشد. شاید این مورد نیازمند یک توضیح باشد. بعضی گیاهان خود به خود به شکلی صحیح رشد و نمو دارند و در مسیر صحیح حرکت می کنند. اما بسیاری از گیاهان برای آنکه به شکل مناسب رشد کنند نیازمند کمک هستند. به عنوان مثال لازم است برای آن ها تکیه گاه ایجاد کرد. همچنین بعضی از آنها در یک شرایط خاص شکوفا می شوند که طبیعی نمی باشد. در مواردی هم برای رشد یک گیاه باید سلول های هرز آن را از بین برد یا به اصطلاح هرس کرد. شاید این همان عملی باشد که بعضی ها ترور می نامند . اما نباید فراموش نمود که این امر کاملاً متفاوت از کشتار و قتل عام می باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 آذر1385ساعت 13:26  توسط ندا  | 

در هر مکتبی یک حد ومرزی تعیین شده تا مانع از آن شوند که کنترل از دست خارج شود. اما سوالی که مطرح است این است که در آریائیسم این حد تا کجا می باشد؟

 می توان گفت تا آنجا که طبیعت اجازه می دهد ومورد خاص و غیر طبیعی به وقوع نپیوندد. ممکن است در یک جامعه طبیعی باشد که یک مرد چند همسر داشته باشد و مشکلی نباشد همچنین در جامعه دیگری این امر طبیعی نباشد و مشکل آفرین. بنابراین این حد تعیین شده اگر مطلق باشد فراگیر نمی باشد.

لازمه فراگیر بودن آن وابستگی آن به محیط است. بنابراین حد در هر جامعه تا انجا است که جامعه اجازه می دهند. در حقیقت طبیعت جوامع تعیین کننده می باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 آذر1385ساعت 6:58  توسط ندا  | 

دولت پرده نشین به گوش بسیاری از ما آشنا است. اما در حقیقت هرگز با ساختار این دست های پشت پرده آشنا نشده ایم. در حقیقت این افراد به به دست گرفتن جامعه دولت ها را بازیچه خود می کنند. هر چند هر کجا گروهی جامعه را هدف خود قرار دهد هیچ حکومتی یارای مقاومت در برابر آن را نخواهد داشت. اما آنگاه که دول مختلف توسط این افراد اداره گردند بدون اینکه خود مطلع باشند. دولت ها حس می کنند که قدرتمند هستند. و این حس به مردم هم منتقل می شود.بهتر است بگوئیم دولت ها هرگز قدرت نخواهند داشت مگر با حمایت مردم. و وقتی افرادی که مردم را کنترل می کنند مرم را به این سمت هدایت کنند دولت قدرتمند می شود چند مثال ساده بیان می کنم :

- ایجاد قدرت توسط قشر مذهبی به جهت نفوذ در مردم در کلیه جوامع

- افراد مشهور مانند : ورزشکاران٬ هنرپیشه ها و ...

- افراد به ظاهر منتقد و معترض

- ...

در کل این موضع نشان می دهد که چه بهتر است اگر قرار است تشکلی و گروهی عدالت را برقرار کند اولا :

جامعه را هدف بگیرد نه حکومت یا دولت را

دوماْ :

دولت پرده نشین باشد نه خود حکومت تا بتواند با اعمال نفوذ در جامعه در تمامی مراحل دولت را کنترل نماید.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 آذر1385ساعت 6:34  توسط ندا  | 

 با مشاهده و بررسی مکاتب می توان گفت که یک حقیقت تلخ وجود دارد. افراد در ابتدا بیشتر به بررسی دیدگاه ها و اهداف تعیین شده مکتب می پردازند اما این روند سیر نزولی طی می کند تا جایی که دیگر فرزندان به دلیل پیرو بودن والدینشان از مکتب یا مذهبی پیرو آن مکتب می شوند. حال اینجا یک انتخاب کور کورانه موجب حفظ قدرت آن مکتب می گردد. پس این را می توان به عنوان یک راه حفظ قدرت دانست که مکاتب فراوانی اقدام به ایجاد پیوند های مکتبی بین خانواده و دوستان می نمایند. اما قدرت این مکاتب در یک مقطع خاص زمانی شکسته می شود. و فقط اثر نا خوشایند آن روی افراد پیرو باقی می ماند.

 جوامع قدرت را خود انتخاب می کنند

یعنی این مردم هر جامعه هستند که تعیین می کنند چه مکتبی دارای قدرت باشد. این خود یک دموکراسی غیر قابل انکار است. بنابراین حتی یک حکومت سلطنتطی هم که فاقد مجلس و پارلمان باشد نیز بر اساس دموکراسی بوده است. چرا که در صورت عدم رضایت اکثریت آن سلطنت از بین می رود.در ادامه مطالب به بررسی کامل این موضوع می پردازم.

سوالی که ممکن است اینجا مطرح شود این است که چرا در بعضی جوامع به نظر می آیید مردم ناراضی هستند اما قدرت مکتبی زیاد است ؟

خوشحال می شوم شما پاسخ دهید.

+ نوشته شده در  جمعه 24 آذر1385ساعت 6:16  توسط ندا  | 

در ابتدا ...
 هر چند من عضو حزب آریا [Iran A.K] هستم. اما در این بلاگ تنها به تشریح مکتب آریائیسم که حزب پیرو آن است می پردازم٬ بنا براین دوستان جهت آشنایی با حزب به دوستان معرفی شده مراجعه نمایند.

همچنین در پاسخ دوست ساده اندیش - ایرانی .

در ابتدا شما هیچ نشانی از خود برای من نگذاشته اید که من شما را خبر کنم.

در ضمن در مورد اعضا حزب هم شما با این بیان ساده اندیشی خود را نمایش داده اید. در حال حاضر تنها تزدیک به ۱۵ نفر تنها در حال فعالیت اینترنتی برای حزب هستند و تعداد کثیری نیز به طور مجزا از این تیم فعالیت می کنند.

اگر به آشنایی با حزب آریا علاقه دارید می توانید با افراد زیر تماس بگیرید.
در یاهو :
شاهین » aria_org_ir
علی »  aria_ir_ali
احسان » aria_ir_ehsan

+ نوشته شده در  جمعه 24 آذر1385ساعت 6:3  توسط ندا  | 

 این موضوع که هر دسته٬ گروه٬ حزب برای رسیدن به قدرت اقدام به حرکت های گوناگون می نمایند٬ در حقیقت به دلیل میل درونی افراد جهت رسیدن به یک وضعیت مناسب تر می باشد. اما از روی هراس این موضوع که ممکن است وضع ایجاد شده بد تر باشد ترجیح می دهند که خود به مدیریت اوضاع بپردازند. در همین مقطع است که همان مشکل بزرگ و دائم التکرار مطرح می شود.

ناظر و مجری نباید یکی باشند

 چرا که هرگز مردم جامع قادر به دادخواهی نخواهند بود و این آغاز پایمالی حقوق افراد می باشد. نمونه این امر در تاریخ بسیار مشاهده شده است. در اینجا به چند نمونه اشاره می کنم :

- پاپ
زمانی که پاپ به عنوان رهبر دینی جدای از امپراطوری ها و پادشاهی ها حضور داشت که حدوداْ ۱۵ سال بیشتر نبود. و حکمرانان هم به هر دلیل تابعیت از وی داشتند برای جوامع مفید بود. اما بعد از آنکه پاپ خود در انتخاب حاکم سهیم شد و کم کم خود به سیستم حکومتی هم وارد شد دیگر آغاز مشکلات بود تا جایی که در زمانی پاپ را مشکل عمده جوامع دانستند.

- شوروی و بلشویسم
حزب بلشویسم به عنوان یک نجات بخش در شوروی وارد عمل شد اما در کمتر از نیم قرن پس از به قدرت رسیدن و اداره حکومت تمامی طرفداران خود را از دست داد و شکست خورد و اتحادیه از بین رفت.

- جمهوری اسلامی ایران
در قبل از انقلاب اسلامی تمام مردم میل شدیدی به روحانیت داشتند چرا که این قضر بدون آنکه در دستگاه اجرایی حضور داشته باشد در تصمیمات تاثیر گذار بود. شاید آن زمان دین از سیاست جدا نبود و در آن تاثیر گذار بود. اما به محض به قدرت رسیدن در کمتر از ۱۰ سال نغمه های نارضایتی پدیدار شد. چرا که دیگر دین خود مجری است و ناظری وجود ندارد.

 هر چند در موارد بالا عوامل گوناگون دیگری نیز تاثیر گذار بوده است اما نمی توان منکر وجود این ضعف مشترک هم شد. بنابراین در یک جامعه همیشه ناظر باشد جدا از مجری باشد. در ادامه مطالبی پیرامون جوامع و قدرت های موجود در آنها درج می کنم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 آذر1385ساعت 5:34  توسط ندا  | 

 افرادی که با حزب آریا در ارتباط باشند پاسخ این سوال را می دانند. اما آیا آریا برترین نژاد است و حقیقتاً می توان به صرف این موضوع که نژاد آریایی برتر است خود را از دیگران متمایز دانست؟

 در ابتدا باید بیان داشت که نژاد آریا برتر است اما این امر نمی تواند توجیه متمایز شدن آریایی ها گردد. در حقیقت این یک واقعیت غیر قابل انکار است که یک سفید پوست زیباتر از یک سیاه پوست است اما نمی توان کسی را به علت سفید بودن ستود و یا فردی را به علت سیاه بودن ملامت نمود. در حقیقت اینها حقایقی است که انسان باید با آنها کنار بیاید.

آریائیسم یک مکتب ناسیونالیسم است اما ناسیونالیسم جهانی

چرا ناسیونالیسم جهانی ؟

 شاید این تفکر ایجاد شده باشد که آریائیسم یک مکتب انتر ناسیونالیسم است اما در حقیقت این دو معقوله تفاوت های فراوانی دارند. یک مکتب انتر ناسیونالیسم با تمام مکاتب ناسیونایسم در حال جدال می باشد. در حالی که آریائیسم از همه دعوت دارد که ناسیونالیسم شوند. در اینجا تضادی که پدیدار می شود به مانند قانون طبیعی حاکم در طبیعت موجب رشد خواهد شد. در حقیقت این استفاده صحییح از حس نژاد پرستی می باشد. به عبارت دیگر چرا یک ایرانی به ایرانی بودن و در عین حال یک افغانی به افغانی بودن خود افتخار نکند. هر چند این قضیه باید در تحت کنترل باشد. قطعاً این موضوع در کنار افتخار به این که هر فرد یک انسان است اهمیت چندانی نخواهد داشت اما در هر مجموعه کل قواعد حاکم هستند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 آذر1385ساعت 4:51  توسط سارا  | 

مکتب آريائيسم هم مانند هر مکتب داراي تعاريف و ديدگاه ها خود مي باشد. البته ما در ايران مکاتب انگشت شماري داشته ايم که معرفي شده اند و بيشتر افراد پيرو مکاتب انتقالي از بيرون بوده اند.
 آريائيسم مکتبي متفاوت از مکاتب معرفي شده مشابه النام مي باشد. اصولاْ اين مکاتب عقايدي فاشيستي دارند و بيشتر به دنبال تحريک حس نژاد پرستي هستند تا با تقويت آن مانع انديشدن پيروان شوند و پيروان اين مکاتب در رويا به سر مي برند.

 در هر مکتب اصولاْ يک سري قواعد اوليه وجود دارد که زنجير وار موجب تشکيل ايده کلي مکتب مي گردد. آريائيسم مکتبي است که قواعد خود را از طبيعت گرفته است. اما نه اين ظاهر طبيعت. به عبارت ديگر اگر نگاهي عميق و روشنفکرانه به پيرامون خود داشته باشيم به صحت اين موضوع پي مي بريم.

 بنابراين اولين نکته اين است که مکتب آريائيسم پيرو مطلب موجود تمام اديان مبني بر انديشه کردن در پيرامون است و از اين نظر مي تواند اولين اشتراک اين مکتب با تمام اديان را يافت. در مطالب بعدي سعي مي کنم بيشتر به خود مکتب آريائيسم بپردازم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 آذر1385ساعت 4:28  توسط سارا  | 

در ابتدا اعلام می دارم که این بلاگ وابسته به حزب آریا می باشد و هیچ ارتباطی با احزاب و مکاتب زیر ندارد :

پان آریائیسم

حزب سوسیالیست آریا

پان ایرانیسم

و ... .

از این پس به بیان و تشریح کامل مکتب آریائیسم می پردازیم که حزب آریا پیرو آن است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 آذر1385ساعت 7:36  توسط ندا  |