سلام به همه دوستان.
از اين پس گفتگو هاي آنلاين به صورت هفتگي برگزار خواهد شد. جهت آگاهي از موضوعات و زمان برگزاري اين گفتگو هاي آنلاين مي توانيد به وبلاگ اطلاع رساني مربوطه مراجعه كنيد.
بعضی از دوستان تنها به وجود چند روشنفکر اکتفا می کنند و خواستار پیروی دائمی از ایشان هستند. این امر موجب آن می شود که در صورت انحراف این افراد شما نیز به دنبال آنان از مسیر منحرف گردید. اما وقتی یک سری قواعد و اصول مشخص باشد هر فرد در صورت انحراف از مسیر شناخته خواهد شد وهم چنین با پایبندی به اصول می توان دائماْ در مسیر صحیح حرکت کرد.
ملاک سنجش آگاهی در هر جامعه با توجه به اهداف آن جامعه مشخص می گردد. به این معنا که اگر هدف جامعه ایران رسیدن به یک جامعه غربی باشد با ید از ان پیروی نماید. اما اهداف حقیقی جوامع وابسته به فرهنگ و ملیت و مذهب می باشد.
طبق استددلال سطح شیب دار می توان به این نتیجه رسید که میانگین این وابسته ها را می تواند در رده سنی ۱۶ تا ۳۰ سال هر جامعه یافت. به عبارت دیگر با سنجش این نسل می توان به سطح آگاهی و ظرفیت های یک جامعه به خوبی پی برد.
از همین رو در بسیاری از بررسی های آماری نسل جوان را از امتیاز ویژه ای برخوردار می دانند. اما متاسفانه امروزه در ایران نسل جوان ما دارای سطح آگاهی کمی نسبت به اهداف جامعه خود می باشد. و این مشکلی است که بدو نا اصلاح آن اصلاح جامعه محال است.
به زودی مطلب کاملی در مورد این موضوع درج می کنم.
من نمیدونم چرا این آقایان ترک هی مرتباْ به خاطر نام حزب فکر می کنند که ما نژاد پرستیم. قبلاْ هم گفتم ما به آریایی بودن خود افتخار می کنیم ولی با اینکه شما ترک ها هم به ترک بودن خود افتخار کنید مشکلی نداریم.
براي آنكه ما بتوانيم جامعه اي داشته باشيم كه درون آن عدالت حاكم باشد، لازم است كه ما حكومتي عادل داشته باشيم. به عبارت ديگر يعني حكومت نبايد براي اهداف كوچك و زود گذر هدف اصلي را كه عدالت است كنار بگذارد. رشد اقتصادي، ورزشي، صنعتي، و مواردي از اين قبيل از اهداف زود گذر هستند، چرا كه در طي دوره ها نامنظم زماني ممكن است جامعه دچار نوسان در موارد مذكور شود. بر خلاف اين موارد، سراميه هاي علمي، فرهنگي، هنري، سياسي پايداري زيادي دارند و همانطور كه براي به دست آمدن آنها زمان زيادي لازم است از بين رفتن آنها نيز به سختي مقدور است. از اين رو حكومت همواره بايد نيروي خود را در رشد اين سرمايه ها متمركز كند تا همان بنياد صحيح ايجاد شود. در ادامه مي توان به اقتصاد و ... رسيدگي نمود.
اما در جوامعي كه اولويت را به گروه اول مي دهند هيچ گاه نتايج مطلوب حاصل نمي شود. وقتي كشور براي ايجاد يك كارخانه نيازمند دانش علمي باشد، بايد مقدار قابل توجه اي از سرمايه خود را در اين راه هزينه كند. لازم به ذكر است كه براي به دست آوردن اين سرمايه در گذشته ممكن است قوايي مصرف شده باشد. اما كشوري كه در گذشته انرژي را صرف سرمايه گذاري علمي نموده است اكنون با فروش دانش خود مي تواند حاصل تلاش گذشته كشور مذكور را دريافت كند. در ضمن هيچ سرمايه اي هم از دست نمي دهد چرا كه دانش را همچنان حفظ مي كند. در موارد فرهنگي و هنري هم اين موضوع كاملاً صدق مي كند.
در ادامه بيشتر به بررسي ديدگاه طبيعت گرايي (آريائيسم) نسبت به جهان هستي مي پردازيم.
در ابتدا باید بیان داشت که نژاد آریا برتر است اما این امر نمی تواند توجیه متمایز شدن آریایی ها گردد. در حقیقت این یک واقعیت غیر قابل انکار است که یک سفید پوست زیباتر از یک سیاه پوست است اما نمی توان کسی را به علت سفید بودن ستود و یا فردی را به علت سیاه بودن ملامت نمود. در حقیقت اینها حقایقی است که انسان باید با آنها کنار بیاید.
آریائیسم یک مکتب ناسیونالیسم است اما ناسیونالیسم جهانی
چرا ناسیونالیسم جهانی ؟
شاید این تفکر ایجاد شده باشد که آریائیسم یک مکتب انتر ناسیونالیسم است اما در حقیقت این دو معقوله تفاوت های فراوانی دارند. یک مکتب انتر ناسیونالیسم با تمام مکاتب ناسیونایسم در حال جدال می باشد. در حالی که آریائیسم از همه دعوت دارد که ناسیونالیسم شوند. در اینجا تضادی که پدیدار می شود به مانند قانون طبیعی حاکم در طبیعت موجب رشد خواهد شد. در حقیقت این استفاده صحییح از حس نژاد پرستی می باشد. به عبارت دیگر چرا یک ایرانی به ایرانی بودن و در عین حال یک افغانی به افغانی بودن خود افتخار نکند. هر چند این قضیه باید در تحت کنترل باشد. قطعاً این موضوع در کنار افتخار به این که هر فرد یک انسان است اهمیت چندانی نخواهد داشت اما در هر مجموعه کل قواعد حاکم هستند.
مکتب آريائيسم هم مانند هر مکتب داراي تعاريف و ديدگاه ها خود مي باشد. البته ما در ايران مکاتب انگشت شماري داشته ايم که معرفي شده اند و بيشتر افراد پيرو مکاتب انتقالي از بيرون بوده اند.
آريائيسم مکتبي متفاوت از مکاتب معرفي شده مشابه النام مي باشد. اصولاْ اين مکاتب عقايدي فاشيستي دارند و بيشتر به دنبال تحريک حس نژاد پرستي هستند تا با تقويت آن مانع انديشدن پيروان شوند و پيروان اين مکاتب در رويا به سر مي برند.
در هر مکتب اصولاْ يک سري قواعد اوليه وجود دارد که زنجير وار موجب تشکيل ايده کلي مکتب مي گردد. آريائيسم مکتبي است که قواعد خود را از طبيعت گرفته است. اما نه اين ظاهر طبيعت. به عبارت ديگر اگر نگاهي عميق و روشنفکرانه به پيرامون خود داشته باشيم به صحت اين موضوع پي مي بريم.
بنابراين اولين نکته اين است که مکتب آريائيسم پيرو مطلب موجود تمام اديان مبني بر انديشه کردن در پيرامون است و از اين نظر مي تواند اولين اشتراک اين مکتب با تمام اديان را يافت. در مطالب بعدي سعي مي کنم بيشتر به خود مکتب آريائيسم بپردازم.