براي آنكه ما بتوانيم جامعه اي داشته باشيم كه درون آن عدالت حاكم باشد، لازم است كه ما حكومتي عادل داشته باشيم. به عبارت ديگر يعني حكومت نبايد براي اهداف كوچك و زود گذر هدف اصلي را كه عدالت است كنار بگذارد. رشد اقتصادي، ورزشي، صنعتي، و مواردي از اين قبيل از اهداف زود گذر هستند، چرا كه در طي دوره ها نامنظم زماني ممكن است جامعه دچار نوسان در موارد مذكور شود. بر خلاف اين موارد، سراميه هاي علمي، فرهنگي، هنري، سياسي پايداري زيادي دارند و همانطور كه براي به دست آمدن آنها زمان زيادي لازم است از بين رفتن آنها نيز به سختي مقدور است. از اين رو حكومت همواره بايد نيروي خود را در رشد اين سرمايه ها متمركز كند تا همان بنياد صحيح ايجاد شود. در ادامه مي توان به اقتصاد و ... رسيدگي نمود.
اما در جوامعي كه اولويت را به گروه اول مي دهند هيچ گاه نتايج مطلوب حاصل نمي شود. وقتي كشور براي ايجاد يك كارخانه نيازمند دانش علمي باشد، بايد مقدار قابل توجه اي از سرمايه خود را در اين راه هزينه كند. لازم به ذكر است كه براي به دست آوردن اين سرمايه در گذشته ممكن است قوايي مصرف شده باشد. اما كشوري كه در گذشته انرژي را صرف سرمايه گذاري علمي نموده است اكنون با فروش دانش خود مي تواند حاصل تلاش گذشته كشور مذكور را دريافت كند. در ضمن هيچ سرمايه اي هم از دست نمي دهد چرا كه دانش را همچنان حفظ مي كند. در موارد فرهنگي و هنري هم اين موضوع كاملاً صدق مي كند.
در ادامه بيشتر به بررسي ديدگاه طبيعت گرايي (آريائيسم) نسبت به جهان هستي مي پردازيم.