یاد ندارم روزی به بدی امروزی داشته بودم هرگز...
اول اینکه فردا امتحان دارم و تا صبح بیدار خواهم ماند چون الان به خونه رسیدم و از صبح ساعت ۸دانشگاه بودم و فقط به خاطر یه لحظه تمام تلاشها ی من و دوستم نابود شد...
قابل توصیف نیست فقط هم گروهی من شرایط منو درک میکنه ...
یه گند دیگه هم که زدم و ...........................
هیچ یک از اتفاقهای امروز گفتنی نیست فقط خیلی گریه کردم و شرایط روحی نمی زاره خوب درس بخونم ...
برام دعا کن!